نزدیک من بودی نزدیکتر از خونی که در رگهایم بود
لحظه هایم سرشار حضور تو بود
چگونه میتوانستم باور کنم نبودنت را
وقتی گل های باران خورده با من از طراوت دستان تو سخن میگفت
وقتی قطره های باران مرا مست عطر خیس موهای تو میکرد
چگونه میتوتنستم ببینم جای خالیت را
وقتی در تمام لحظه ها روبرویم بودی
و مرا ارام ارام در خود غرق میکردی
در شروع و پایان شعر هایم و همه انچه که هست با قلبم حس خواهی شد
شعر با هزار ایرادم تقدیم به بهترینم
احساس و احساسی...ما را در سایت احساس و احساسی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 61